یاشیل!
...و شیطان بهانه ایست برای عشق بازی
چيله گئجهسي اوچون(براي شب يلدا): بو گئجه گوزلريم قارانليق چالير اوزون گئجه كيمي. ياشايشيمين باشلانيشي سويوخلوقا دوغرودو. قيش منه حهدهده بيچير. آنادان اولماميش قارانليقام. شعر: چشمانم را مأمور مي كارند تا عاشق نشوم حال آنكه نميدانند شيطان بهانهايست براي عشقبازي آغاجلاردان یارپاق دامیر آذر،اولوم خیشیلتی سی دیر سایخین کوچه لرده اولوم آتوشکه مه دویور! ــ ترجمه: از درختها برگ می چکد آذر،خش خش مرگ است درکوچه های خلوت مرگ به شیشه ام می کوبد! :A مي دانم كه براي مردن وقت زياد است، اما براي زنده ماندن هيچ وقتي نيست. شايد امروز تمام شود...شايد فردا. تانيش: از دورها، از هزاران سال پيش صدايي مي گويد كه سالهاست زنده بودنت تمام شده. بي خود به آب و آتش مي زني.براي مردنت راهي بياب. براي مردن وقت زياد دارم... ******************************************************************** از كافكا: من اغلب نمي توانم بفهمم كه انسانها، تصور شادماني را از كجا آورده اند. شايد تنها آنچه را كه ضد اندوه است، شادماني به شمار آورده اند! 
| Design By : Night Skin |




